![]() |
![]() |
|
| ×دوس دارم قایق سواریو ولی جز تو از هیچکسی دریا نمی خوام× |
|
زيراین طاق کبود یکی بود یکی نبود مرغ عشقی خسته بود که دلش شکسته بود
اون اسیر یه قفس شب و روزش بی نفس همهء آرزوهاش پر کشیدن بود و بس تا یه روز یه شاپرک نگاشو گوشه ای دوخت چشش افتاد به قفس دل اون بد جوری سوخت
زود پرید روی درخت تو قفس سرک کشید تو چشم مرغ اسیر غم دلتنگی رو دید دیگه طاقت نیاورد رفت توی قفس نشست تا که از حرفای مرغ شاپرک دلش شکست
شاپرک گفت که بیا تا با هم پر بکشیم بریم تا اون بالا ها سوار ابرها بشیم یه دفعه مرغ اسیر نگاهش بهاری شد بارون از برق چشاش روی گونش جاری شد
شاپرک دلش گرفت وقتی اشک اونو دید با خودش یه عهدی بست نفس سردی کشید دیگه بعد از اون قفس رنگ تنهایی نداشت توی دوستی شاپرک ذره ای کم نمی ذاشت تا یه روز یه باد سرد میون قفس وزید آسمون سرخ ابی شد سوز برف از راه رسید شاپرک یخ زد و یخ مرد و مونده گار نشد چشاشو رو هم گذاشت دیگه اون بیدار نشد
مرغ عشق شاپرک رو به دست خدا سپرد نگاهش به آسمون تا که دق کردش و مرد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15:6 توسط مملی |
|
|
خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد . پس گذاشتمش تو جيبم ، ولي جا نشد . در كيفمو باز كردم ، ولي جا نشد . تصميم گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد . بنابراين يه خونه براش گرفتم ، ولي جا نشد . با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد . پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ... تازه مي فهمم اين كه مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 0:59 توسط مملی |
|
|
نازنین این نگاهو بشکن فاصله سزای ما نیست! تو این حصار همیشه این جدایی حق ما نیست ! بودنه تو آرزومه حتی برای یه لحضه! میمرم بی تو.... خوندنه من یه بهونست یه سروده عاشقونست! من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم! تو خودت دلیله بودنم بی تو شب سحر نمیشه! میمیرم بی تو..... من عشقتو به همه دنیا نمیدم حتی یادتو به کوه ودریا نمیدم! با تو میمونم واسه همیشه....... اگه دنیا بخواد نازنین تنها بمونی واست میمیرم جوابه دنیا رو میدم! با تو میمونم واسه همیشه....... خاطراته تو چه خوب چه بد رو قلبم حک می کنم! تو تنهایام فقط به تو فکر می کنم! می میرم بی تو تا همیشه........! با تو میمونم واسه همیشه.......!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 22:32 توسط مملی |
|
|
ببخشید
بازم میگم ببخشید....... از دست تو نیست دله من از گریه بره مثه تو تاقد نداره واسه تو هردم می باره دیگه اشکای من تاقد موندن ندارن نباشی بی تو میمیرم می ریزن هردم می بارن تو تمومه دنیامی تو تمومه حرفامی تو همه ی لحظه ی گرمه عاشق بودنی یه ستاره داره چشمک میزنه تو آسمون داره دلمو می بره یه جای بی نامو نشون ستاره همون چشمای توهه تو آسمون داره بربر می زنه دلم واسه دیدنه اون تو تمومه دنیامی تو تمومه حرفامی تو همه ی لحظه ی گرمه عاشق بودنی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 3:36 توسط مملی |
|
|
عطر گل یاسو نمی خوام نمره ی ۲۰ کلاسو نمی خوام
من فقط واسه چشمه تو جون می دم عاشقای بی هواسو نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام عشق رو نقته ی جوشو نمی خوام دوره گرده گل فروشو نمی خوام اونی که چشماش رنگه عسله مجنونه خونه به دوشو نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام من کسی با قده رعنا نمی خوام چشمای درشتو گیرا نمی خوام دوس دارم قایق سواریو ولی جز تو از هیچکسی دریا نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام موهای خیلی بریشون نمی خوام آدمه زیادی مجنون نمی خوام می دونی چشم منو گرفتیو جز تو هیچی از خدامون نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام چشمه شرغی سیاهو نمی خوام صورت های مثله ماهو نمی خوام آخه وقتی تو تو فکر من باشی حق دارم بگم گناهو نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام حرفای نقره ای رنگو نمی خوام اون دوتا چشمه قشنگو نمی خوام حتی اون که بلده شکار کنه صاحبه تیرو تفنگو نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام شعرای سادهو تازه نمی خوام اون که میگه احله سازه نمی خوام من دلم می خواد تورو داشته باشم واسه این کارم اجازه نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام سفر دوره جهانو نمی خوام رنگای رنگین کمانو نمی خوام لحضه هو ساعتو عمره من تویی تو که نیستی زمانو نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام فالای جور واجورو نمی خوام نامه های راهه دورو نمی خوام واسه چی برم ستاره بچینم ماهه من تویی که نورو نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام آذر و خرداد و تیر و نمی خوام آدمای سر به زیرو نمی خوام من خودم دیگه یه جور زندونیم حق دارم بگم اسیرو نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام حرفای خیلی عاشقونه نمی خوام دله روسواهو دیونه نمی خوام یا تو یا هیچ کسه دیگه بخدا... یا تو یا هیچ کسه دیگه بخدا خدا هم خودش میدونه نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام خردادو اردیبهشت و نمی خوام بی تو این سرنوشتو نمی خوام یکی گفت اگه آخرش نشه حتی این خیاله زشتو نمی خوام من تورو می خوام اونارو نمی خوام نفسم تویی هوارو نمی خوام بی تو هیچی از این عالم نمی خوام تو فرشته ای من آدم نمی خوام میدونی خیلی زیادی واسه من آخه تو عشقه آخرینمی نازنینم....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 11:6 توسط مملی |
|
|
می دونی عاشق شدن تو این دورو زمونه
بلای جونه واسه اونیکه راهشو ندونه روزی که عاشق شدم نازی جون دل به تو بستم خندیدی گفتی برو دلتو به دام انداختم نازی جان ناز نکن عشورو آغاز نکن واسه من ناز نکن شکورو آغاز نکن تویی که همرازه منی تو باله بروازه منی همیشه همراهه منی صدای آوازه منی آخه مزه ی لبات شیرینه مثه نبات می بینم عاشقیو تو لرزش صدات می دونم نازه نگات داره صتا خواستگار میشینه اشک تو چشام وقتی که می خونم برات نازی جان ناز نکن عشورو آغاز نکن واسه من ناز نکن شکورو آغاز نکن تویی که همرازه منی تو باله بروازه منی همیشه همراهه منی صدای آوازه منی زندگیو دوس دارم تورو از زندگی بیشتر واسه من هنوز تویی از همه دنیا قشنگتر مگه جز اسمه تو اسمی می شینه رو زبونم بجز دوس داشتنه تو کاره دیگه نمیدونم نازی جان ناز نکن عشورو آغاز نکن واسه من ناز نکن شکورو آغاز نکن تویی که همرازه منی تو باله بروازه منی همیشه همراهه منی صدای آوازه منی دیدی عاشقت شدم عاشقه چشات شدم عاقلی کاری نکرد چون مبتلات شدم چشمای قشنگه تو دوس دارم یه عالمه عزیز ترینم میدونم که عشقه من واسه تو خیلی کمه نازنینم........
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 13:44 توسط مملی |
|
|
اهنگ جدید و بسيار زيباي گروه وارس به نام خدا نگهدار با سه كيفيت متفاوت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 0:24 توسط مملی |
|
|
دوباره شب شد! شب را خیلی دوست دارم با ستاره های زیبایش و با آن ماهه قشنگش که تورو یاد من میاره هر دم. تاریکیش را دوست دارم سکوت و تنهاییش را احساس میکنم اونم مثه من تنهاست! به ماه نگا میکنم امشب خیلی قشنگه مرا یاده آن شبی میندازه که به شکل حلال در آمده بود . همون شبی که گفتی :ماه تورو یاده من میاره منم گفتم :ماه که بدونه ستاره قشنگ نیست . چه شبه خوبی بود. بی قراریه خورشید را حس میکنم که لحظه شماری میکند برای تابیدن روی گلها !آخه خورشید عاشقه گله مثه من که عاشقه توهم برای دیدنت ثانیه ها رو می شمارم. آه !دلم گرفته نازنین خیلی آخه کنارم نیستی که سر رو شونت بزارم دستاتو نوازش کنم. می خوام گریه کنم ولی نمیتونم چون بهم قول دادیم که گریه نکونیم. نگاه کن توی چشمام اشکامو ببین فقط تو نظاره گره اشکامی نازنین....
اینم همون عکسی که اون شب گرفتم از ماه........ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 21:51 توسط مملی |
|
|
سلام هر روز که از نو می گذره عشقم به تو بیشتر می شه باور کن که دیونتم دیونه مثه همیشه فقط تو پاره تنی به حرمت اشکم قسم بی تو میان عالمی غریب ام و بی کسم سکوته خسته ام ببین ، بی تو چه کم شدم همسایه سکوت ام ، تنها رفیق غم شدم صحبت راه دور که نیست بحث دو پای خستمه شاکی غصه نیستم نقل دل شکستمه لوپ کلام ای باوفا بی چکو چونه چاکرم واسه فدای تو شدن من که همیشه حاضرم دوس داشتن مقدسه واسه همین دوست دارم شیرین ترین عبادتی امید روزه آخرم تنها تویی نازنینم......
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم تیر 1386ساعت 10:34 توسط مملی |
|
|
سلام....//
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته
شعر می گویم برات در قفس غمگین خسته
من چه تنها وغریبم بی تو در دریای هستی
ساحلم شو غرق گشتم بی تو در دریای مستی
در حسرت دیدار تو آواره ترینم در حسرت عشق تو تنهاترینم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 5:18 توسط مملی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام...خوبد؟
اسم:علی ورزشکارم و رشته’ محبوبه من قایقرانی....یکی از بچه های قایقرانی هستم و میخوام اینجا از خاطراتمون بنویسم....خاطرات روزای خوبی که کنار هم بودیم....با هم خندیدیم و با هم غمگین شدیم.....به افتخار هرچی قایقران..... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|